راضی شو اقاجان…

راضی شو اقاجان…

هیئت جوانان دلدادگان حسینی ع . نوشته شده در دسته‌بندی نشده 2760 بدون نظر

افسران - اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیده ...دیگه جونم به لب رسیده...

 

قلبم دارد از درد می میرد…
دلتنگم …
بی قرارم…
کجایی …
کجایی آقای من …
این منم …
مرا میشناسی …
دلیل طول غیبتت…
دلیل گریه هایت…
شما نیستی و من در خوابم…

دلیل غیبتت منم …
منی که هنوز به اندازه 313 نفر قد نکشیدم…
کاش صدایی در گوشم می پیچید …
همان صدا که در گوش زهیر پیچید…
کاش ارباب به من هم بگوید …
مادرت به عزایت بنشیندتا مگر از این خواب لعنتی برخیزم…
آقا شما منتظری و من…
هنوز در پی شهادت بی دردم …
حال آنکه شهادت را جز به اهل درد ندهند…
دروغ می گویم عاشقم، دروغ می گویم منتظرم …
وگرنه کدام عاشق است…
کدام منتظری است که هر شب صدای
اشکهای عشقش در گوشش بپیچد و آرام در خواب فرو رود…
آقای من تا به کی می خواهی…
بار گناه منِ بی لیاقت را به دوش بکشی؟
مهربانم دعایم کن …
شما را به جان مادر دعایم کن…
که یا بیدار شوم یا بمیرم…
مرگ بهتر این خواب است…
شیرین تر…
می بینم کاروانهایی که به سوی شما روانه شده اند …
و من دارم جا می مانم…
چه کنم…؟
یک عمر منتظر صدای ظهور بودم …
صدای پای ظهور می آید ومن جا ماندم …
نجات بده این جان را …
مثل مرغ سر کنده به در و دیوار قفس می کوبد …
رهایش کن…
شما را به جان ارباب رهایش کن…
باز کن در این قفس را…
لایقم کن …
لایق درد…
لایق شهادت…
راضی شو که فدای شما شوم …
راضی شو که قربانی عشق شما باشم…
راضی شوکه سرم به پای شما بیفتد…
تا روز محشر سربلند باشم نزد مادرتان…

بازتاب از سایت

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب تصادفی