تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

شوم ترین اتفاق بین تازه عروس و داماد!

حیات مدرسه: عشق‌شان تنها چند روز بیشتر دوام پیدا نکرده بود. وابستگی‌های داماد به خانواده‌اش آنقدر زیاد بود که عروس را به جدایی از زندگی مشترک و طلاق توافقی ترغیب کرد. دختر جوان را که نگاه می‌کردی، در چشمانش جز اندوه چیزی نمی‌یافتی. روبه‌روی قاضی دادگاه ایستاده بود.

ادامه‌ی پست

شکنجه مرگبار دختر ۱۱ ماهه توسط ناپدری + عکس

شکنجه مرگبار دختر 11 ماهه توسط ناپدری + عکس

به گزارش گروه ترجمه حیات مدرسه، مرد جوانی در اوهایو به اتهام قتل Murder کودک معشوقه اش بازداشت شد.


طبق گزارش پلیس Police و به گفته دریک مکلین ۲۹ ساله، متهم قربانی کوچک را به دلیل گریه های بی وقفه و بی تابی برای مادرش با ضربه زدن های زیاد به سرش کشت.


زمانی که مادر قربانی از محل کارش به خانه بازگشت با جسد خونی و زخمی دختر ۱۱ ماهه اش رو به رو شد.


وی زمانی که علت این وضع کودکش را پرسید، نامزدش ابراز بی اطلاعی کرد و گفت که از هیچ چیز خبر ندارد و احتمال دارد دختربچه از روی مبل به پایین افتاده و این اتفاق برایش رخ داده است.


مادر کودک با رساندن دخترش به بیمارستان متوجه شد کودک به دلیل ضربات وارد شده به سرش دچار خونریزی و کشته شده است .


وی بعد از این که متوجه شد کودکش به قتل رسیده به ماموران پلیس گفت که نامزدش سابقه خشونت داشته و بارها او را در دوران بارداری کتک زده و او مطمئن است که مرگ دخترش کار نامزدش است.


پس از دستگیری دریک مکلین و اعترافاتش در بازجویی ها وی به زندان Prison منتقل شد و به گفته افسرپرونده وی احتمال دارد به علت این رفتار وحشیانه اش به ۱۰ سال زندان محکوم شود. خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید


 


ادامه‌ی پست

لخت مادرزاد دراز کشیده بود و مرا به زور کنار او بردند + عکس

 


معمر قذافیاکتبر مصادف با ۲۸ مهرماه سال‌مرگ معمر قذافی، رهبر انقلاب لیبی است. او پس از کودتا تا سال ۱۹۷۷ رئیس کشور لیبی بود. در سال ۱۹۷۷ از منصب رسمی ریاست شورای فرماندهی انقلاب لیبی کناره‌گیری کرد و مدعی شد که فقط یک نماد ملی خواهد بود. قذافی به عنوان یکی از عمده‌ترین حامیان تشکیل ایالات متحده آفریقا از ۲ فوریه ۲۰۰۹ تا ۳۱ زانویه ۲۰۱۰ رئیس اتحادیه آفریقا بود.


طی دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، لیبی تحت رهبری قذافی از سوی غربی‌ها یک کشور حاشیه‌ای به حساب می‌آمد که ستم ناشی از اختلافات داخلی، تروریسم، قتل Murder و غارت توسط رهبران را نشان می‌داد که در این اثنا قذافی مبادرت به اندوختن چندین میلیارد دلار ثروت برای خودش و خانواده‌اش کرد.


در فوریه ۲۰۱۱ میلادی گروهی از معترضان سیاسی که از مخالفان و معترضان جدید تونس و مصر و دیگر بخش‌های جهان عرب الهام گرفته بودند بر ضد دولت قذافی در لیبی به‌پاخاستند و این موضوع به ‌سرعت به یک شورش عمومی مبدل شد و مخالفان در شهر بنغازی شورای انتقالی را تأسیس کردند. این امر لیبی را به ورطه جنگ شهری مابین نیروهای دولت و نیروهای مخالف با همکاری ناتو کشاند.


سازمان ملل با تصویب قطعنامه شماره ۱۹۷۳ با هدف حمایت از غیرنظامیان، خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی شد. دارایی‌های قذافی و خانواده‌اش مسدود شد و دادگاه جنایات جنگی حکم بازداشت او و پسرش سیف‌الاسلام به همراه برادرخوانده‌اش عبدالله السنوسی را صادر کرد و از طریق اینترپل آنان را تحت تعقیب قرار داد.


معمر قذافی در تاریخ ۲۸ مهر۱۳۹۰ شمسی و پس از ماه‌ها درگیری و فرار Escape از دست شورشیان و انقلابیون لیبی در شهر محل زادگاه خود یعنی «سرت»، دستگیر و اندکی بعد به دست انقلابیون کشته شد. در آن روز با به کنترل درآوردن شهر سرت توسط نیروهای انقلابی لیبی، قذافی و چند تن از محافظان شخصی و فرمانده ارتشش در حالی که داشتند از شهر فرار می‌کردند، توسط نیروهای ناتو هدف قرار گرفتند و بعد در یک کانال فاضلاب پنهان شدند.


بنا به گزارش‌ها، قذافی پس از بیرون آمدن از «سوراخ» در حالی که پا و کمرش زخمی شده بود، خود را تسلیم نیروهای انقلابی کرد. پس از آن در حالی که قذافی تکرار می‌کرد «چه شده؟ چه شده؟ چه خبر است؟ به من شلیک نکنید» انقلابیون او را سوار یک ماشین کردند تا به «مصراته» منتقل شود. قذافی در واپسین لحظات حیاتش دو هفت‌تیر که رنگ یکی از آنها طلایی بود، یک رادیوی اف‌ام و یک ساعت مچی داشت. او همچنین لباس نظامی بر تن کرده بود. البته بنا به ادعای محمود جبریل، ماشین حامل قذافی در درگیری میان نیروهای وفادار به او و انقلابیون هدف گلوله قرار می‌گیرد و قذافی در این میان کشته می‌شود. منابعی هم هستند که می‌گویند قذافی بر اثر اختلاف نیروهای انقلابی بر سر اینکه به کدام شهر برده شود، توسط جوانی به نام «سند الصادق العریبی» که او را اسیر کرده بود، به ضرب گلوله کشته شد.


اما این گزارش قرار است به بخش پنهانی زندگی معمر قذافی بپردازد. یعنی حرمسرای قذافی؛ جایی که زن‌های زیادی قربانی هوس‌رانی او شدند. معمر قذافی با هوس‌بازی‌اش زندگی زنان زیادی را نابود کرد. یکی از زنان قربانی‌شده توسط قذافی می‌گوید: «موقعی که جنازه قذافی را دیدم که به نمایش عمومی گذاشته شده بود، برای لحظه کوتاهی احساس لذت کردم. اما بعد حس وحشتناکی سراغم آمد. دوست داشتم زنده بود. دوست داشتم دستگیر می‌شد و در برابر یک دادگاه بین‌المللی قرار می‌گرفت و به خاطر جنایت‌هایی که کرده بود، محاکمه می‌شد


حرمسرای قذافی پر بوده است از دخترانی که بی‌سر و صدا، رازها و قصه‌های پررنجشان را در سینه‌هایشان دفن کردند.


روایتی تکان‌دهنده از حرمسرای قذافی


قذافی دارای حرمسراهایی بوده است که در محل اقامت‌ او قرار داشته و شامل اتاق‌ها یا آپارتمان‌های کوچک بوده است. زنان حاضر در این حرمسرا موظف بوده‌اند که با لباس نیمه‌عریان نزد قذافی حضور پیدا کنند و هر ساعت از شبانه‌روز باید آماده به خدمت می‌بوده‌اند. این زنان مورد تجاوز Rape قرار می‌گرفتند، کتک می‌خوردند و با تحقیرآمیزترین روش‌ها از آنان سوءاستفاده جنسی می‌شد.


قذافی روزانه برای فرونشاندن آتش شهوت خود به چندین دختر جوان نیاز داشت اما تنها به زنان بسنده نمی‌کرد بلکه گاهی در حضور دختران به پسران جوان هم تجاوز می‌کرد. قربانیان تجاوز جنسی قذافی به خاطر ترس از کشته‌شدن به دست خانواده‌ها و بستگان خود، از آنها بریده بودند و علاوه بر این می‌خواستند شرافت خانواده‌هایشان لکه‌دار نشود.


یکی از قربانیان حرمسرا دختر جوانی به نام «ثریا» است؛ دختری که در ۱۵ سالگی ربوده و به مدت ۵ سال در زیرزمین دژ قذافی بیرون از «طرابلس» نگهداری شد. او می‌گوید که روزانه با خشونت تمام مورد تجاوز، ضرب و شتم قرار گرفته و شاهد آزار جنسی دختران و پسران دیگر هم بوده است.


ثریا درباره اولین دیدارش با قذافی می‌گوید: «قذافی لخت مادرزاد روی تخت دراز کشیده بود و سعی در تجاوز به من داشت. زمانی که با او مجادله کردم مرا برای تنبیه به دست رئیس حرمسرای خود سپرد. جرات نگاه کردن در چشمانش را نداشتم. قذافی گفت نترس، من پدر، برادر و معشوقه تو هستم. من نقش تمامی این افراد را برای تو ایفا خواهم کرد. تو باید برای همیشه در کنار من بوده و با من زندگی کنی! من در اسارت قذافی بودم. زندانی‌اش بودم و او زندان‌بانم بود.»


ثریا معتقد است: «قذافی بازیگر Actor ماهری بود. هرگز قذافی را در حال نماز ندیدم. هرگز. به جز یک‌بار در آفریقا که در یک اجلاس مهم عمومی در شرایطی قرار گرفت که مجبور شد ‌نماز بخواند. فهمیدم قذافی مطلقا هیچ احترامی برای هیچ‌ چیزی قائل نیست. حتی برای خداوند. او تک‌تک فرامین الهی را نقض می‌کرد. حتی دشمن خدا بود


روایتی تکان‌دهنده از حرمسرای قذافی


دنیای قذافی، دنیایی بدون قید و بند، بدون قانون Law و بدون منطق بود. او بی‌شرمانه اغلب زنان اطرافش را «لکاته» خطاب می‌کرد!


«سفیه» همسر قذافی در ساختمانی مجزا زندگی می‌کرده و این دو فقط در برخی مراسم عمومی کنار یکدیگر ظاهر می‌شدند. قذافی اغلب کاری به کار همسرش نداشت و همیشه وانمود می‌کرد که مخالف سرسخت چندهمسری است.


تیم حفاظت و بادیگاردهای قذافی را زنان زیبا و بلندقامت تشکیل می‌دادند؛ زنانی که هر روز خروارها غم را با خود به دوش می‌کشیدند. قذافی هر زنی را که دوست داشت، انتخاب و به محل اقامتش منتقل می‌کرد. نیروهای ارتش و پلیس Police لیبی، زنان را به زور از دانشگاه‌ها یا آرایشگاه‌ها به «باب‌العزیزیه» منتقل می‌کردند تا زیر نظر پرستاران خارجی یعنی «گالینا»، «ایلینا» یا «کلودیا» آزمایش خون بدهند. بخش دیگری از زنان مورد پسند قذافی، ترانه‌خوانان شرقی، مدل‌های لباس و همسران سران کشورهای همسایه بودند که در هنگام سفر به لیبی به آنها کیف‌های پر از دلار هدیه می‌داد.


حالا ۶ سال است که قذافی مرده اما هنوز که هنوز است نام او بر اندام زنانی نحیف لرزه می‌اندازد؛ زنانی که حالا معلوم نیست کجایند و چه می‌کنند. خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید


پی‌نوشت: اطلاعات این گزارش برگرفته از کتاب «حرمسرای قذافی» به قلم آنیک‌کوژان و با ترجمه بیژن اشتری (نشر ثالث) است.


 


 


ادامه‌ی پست

نشریه فرانسوی: «ابوبکر البغدادی» از شرق سوریه داعش را هدایت می‌کند

نشریه فرانسوی: «ابوبکر البغدادی» از شرق سوریه داعش را هدایت می‌کند

نشریه فرانسوی لو پوئن (Le Point) به نقل از دستگاه‌های امنیتی غربی گزارش داد که «حدود ۳۰۰۰ نفر از عناصر داعش ISIS که از جنگ‌های الرقه جان سالم به در برده بودند، اکنون در مناطقی از سوریه در ۲۰ کیلومتری شرق رود فرات و در مرزهای عراق مستقر هستند.»


به نوشته لو پوئن، بیشتر این عناصر داعش خارجی هستند که تحت فرماندهی البغدادی در شهر نفت خیز «هجین» واقع در ریف شرقی دیرالزور مستقر هستند.


نشریه فرانسوی افزود: «ابوبکر البغدادی» سرکرده داعش همچنان در قید حیات است و عناصر تروریستی را از ریف دیرالزور واقع در شرق سوریه هدایت می‌کند.


نشریه فرانسوی می‌گوید که «البغدادی با هنر Art استتاری که دارد، می‌تواند از هر منطقه‌ای به منطقه دیگر منتقل شود و عناصر تروریستی وابسته به آن در هر مکانی که او حضور دارد، مستقر می‌شوند.»


در ادامه گزارش آمده است: سرکرده داعش هنر استتار را به خوبی می‌داند و خود را با روش‌های مختلف مانند پوشیدن لباس‌های زنانه و استفاده از خودرو هنگام عبور از مرزها به عنوان فرد ناشناس، استتار می‌کند. وی سال گذشته با به کار بردن روش‌هایی از این دست توانست از عراق فرار Escape کند و به شهر هجین سوریه برود.»


البغدادی در ژوئن سال ۲۰۱۴ (تیرماه ۹۳) پس از سیطره داعش بر شهر موصل واقع در شمال عراق با حضور در یکی از مساجد این شهر خود را خلیفه مسلمین خواند، اما پس از آنکه بسیاری از مناطق تحت سیطره این گروه تروریستی را از دست داد، در مرزهای عراق و سوریه مخفی شده است.


خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید


 


ادامه‌ی پست

دو ماه در یک آسمان!

به گزارش سرویس ترجمه حیات مدرسه، مقامات شهری چنگدو اعلام کردند که به زودی یک ماه مصنوعی می‌سازند که تا سال ۲۰۲۰ در آسمان  استان سیچوان مستقر خواهد شد. این ماه دوم که به منظور تکمیل رسالت ماه فعلی در روشن کردن شب‌های زمین ساخته خواهد شد و تا هشت برابر روشن‌تر از ماه طبیعی خواهد بود، می‌تواند با نور خود تا شعاع بیش از  ۸۰ کیلومتر را پوشش دهد. هدف از ایجاد این ماه مصنوعی صرفه‌جویی در هزینه‌های برق مصرفی چراغ‌های خیابان‌ها است.

همچنین Asia Times در این باره نوشت: “هر چند ماه طبیعی در سراسر کره زمین قابل رویت و نور آن روشنایی بخش همه نقاط دنیا است ولی این ماه مصنوعی تنها آسمان شهر چنگدو را روشن می‌کند. البته این ماه در سراسر چین و حتی در خارج از این کشور قابل مشاهده است که مسافت موردنظر بستگی به ارتفاع، اندازه، حجم و میزان روشنایی آن دارد.”

البته بنا بر گزارشات New York Times این نخستین بار نیست که کشوری قصد دارد برای ماه طبیعی رقیب بسازد. در دهه ۱۹۹۰ نیز روسیه با راه اندازی یک سیستم انعکاس خورشیدی (آینه فضایی) که انتظار می‌رفت نوری معادل با سه تا پنج ماه کامل را تولید کند و مسافتی معادل با پنج کیلومتر را پوشش دهد، پروژه مشابهی را به نمایش گذاشت که با شکست مواجه شد. همچنین دومین پروژه ناکام روسیه در راه استقرار “آینه فضایی” قبل از پرتاب شدن آن به بیرون از زمین در سال ۱۹۹۹ شکست خورد.

ادامه‌ی پست

آدم ربایی ۲ دوست صمیمی فوتبالیست مشهور + عکس

کریم بنزما


پس از پیروزی ۵-۰ پاری سن ژرمن مقابل لیون در روز هفتم اکتبر، این اتفاق در خیابان سیزدهم در پاریس رخ داد.مدیاپارت مدعی شده که این ایجنت، شکایتی به پلیس Police درباره تلاش برای آدم‌ربایی، محاکمه غیرقانونی، بازداشت خودسرانه و خشونت انجام داده است.


بدین ترتیب، این پرونده برای بررسی باز شده است.گفته می‌شود طلب ۵۰ هزار یورویی، انگیزه اصلی این اقدام بوده است. میداپارت که با سیلوین کارمیر، ایجنت بنزما تماس برقرار کرده، صحبت‌های دسوزا را دروغ خواند. خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید


 


ادامه‌ی پست

میترا ۷ ماه بعد از عروس شدن با توهم شوهر سربازش به دردسر افتاد !

جوان ۲۵ ساله ای که پس از چندین بار دستبرد به اموال صاحبخانه اش در چنگ قانون Law گرفتار شده است با بیان این که سرقت Stealing ها را قبول دارم و از شاکی می خواهم از گناهانم گذشت کند در تشریح سرگذشت سیاه خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: فرزند چهارم یک خانواده ۸ نفره هستم که ۳ برادر و دو خواهر دارم پدرم به دلیل این که تحصیلاتی نداشت هیچ وقت نمی توانست شغل مناسبی پیدا کند تا این که بالاخره با راهنمایی های دیگران به عنوان کارگر فضای سبز در شهرداری مشغول کار شد.


با آن که درآمد زیادی نداشت و مادرم نیز خانه دار بود ولی زندگی آرام و توام با قناعت داشت به طوری که دستش را نزد دیگران دراز نمی کرد در همین شرایط من تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم ولی دیگر ادامه تحصیل ندادم چرا که بیشتر به دنبال بازیگوشی و رفاقت با افراد بزرگ تر از خودم بودم و علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم شاید ریشه انحراف من در زندگی نیز از همین جا آغاز شد چون من هم مانند پدرم و به دلیل تحصیلات اندکم شغل مناسبی پیدا نکردم و به دنبال آموختن حرفه و هنری هم نرفتم علاوه بر این ها بر اثر رفاقت با افراد نابابی که اطرافم بودند به سوی مصرف مواد مخدر Drugs کشیده شدم در حالی که فکر می کردم تفریحی استفاده می کنم و با آنان که معتاد Addicted می شوند تفاوت دارم خلاصه وقتی به سن ۱۷ سالگی رسیدم عاشق دختری به نام میترا شدم و تصمیم به ازدواج با او گرفتم اگرچه ۷ ماه بعد به خاطر رفتن به سربازی روزهای سختی را در دوران نامزدی می گذراندم توهم شدید داشتم و تنها بودن زن جوانم در مدتی که من نبودم خیلی اذیتم می کرد در تماس هایم و حرف های نامربوطی که می زدم او را اذیت کردم البته برای خودم هم به سختی تحمل کردم از طرفی پدرم هم مجبور بود هزینه های زندگی مرا تامین کند اما باز هم به طور پنهانی مواد مخدر مصرف می کردم تا این که خانواده ام در جریان ماجرا قرار گرفتند و مرا در مرکز ترک اعتیاد بستری کردند .

با آن که خدمت سربازی ام به پایان رسیده بود و باید بار سنگین مسئولیت یک زندگی را به دوش می کشیدم ولی بعد از پایان دوران بستری در مرکز ترک اعتیاد دوباره مصرف مواد را ادامه دادم به طوری که دیگر غده های سرطانی اعتیاد در همه وجودم ریشه دواند و من به جای آن که امکانات رفاهی را برای همسر و فرزند کوچکم فراهم کنم فقط به فکر تامین هزینه های اعتیادم بودم.


بالاخره در یک کارواش مشغول کار شدم ولی درآمدم آن قدر اندک بود که حتی اجاره خانه‌ام را نیز خانواده همسرم پرداخت می کردند تا این که چند ماه قبل در طبقه دوم یک مجتمع مسکونی در منطقه الهیه ساکن شدم صاحبخانه در پارکینگ طبقه اول و با استفاده از چادرهای برزنتی انباری درست کرده بود که لوازمش را در آن جا نگهداری می کرد من هم وقتی چشمم به آن لوازم افتاد فکر کردم اگر مقداری از اشیای آهنی را سرقت کنم وبه ضایعاتی بفروشم کسی متوجه نخواهد شد اما وقتی با اولین سرقت مبلغی پول به دست آوردم دوباره برای دستبرد به آن انباری وسوسه شدم این گونه بود که پنج بار به آن جا دستبرد زدم و هر بار تعدادی از لوازم را به سرقت بردم اما نمی دانستم که بعد از دومین سرقت، صاحبخانه دوربین مخفی را داخل انباری نصب کرده بود و این گونه مرا رسوا کرد حالا هم بسیار پشیمانم و می خواهم که شاکی مرا به خاطر فرزند خردسالم ببخشد.


بنا به این گزارش، متهم با دستور سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری الهیه مشهد) به مراجع قضایی معرفی شد. خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید


 


ادامه‌ی پست

سلفی وحشتناک یک مسئول حیات وحش با لاشه حیوانات + عکس

سلفی وحشتناک یک مسئول حیات وحش با لاشه حیوانات + عکس

به گزارش سی‌ان‌ان، ماه گذشته، بلیک فیشر، یکی از مقامات عالی‌رتبه سازمان حفاظت از حیات وحش ایالت آیداهو ۱۲ عکس از شکار‌هایی را که در سفر اخیرش به نامیبیا انجام داده بود برای برخی از دوستان و همکارانش ارسال کرد: تصاویری از شکار دستکم ۱۴ جانور از جمله آهو (impala)، بزکوهی (antelope)، کَلِ آب‌دوست (waterbuck)، گوزن آفریقایی (kudu)، گراز (warthog)، تیزشاخ (oryx)، گاو کوهی (eland)، زرافه، پلنگ و از همه مورد توجه‌تر، ۴ بابون که همه توسط فیشر و همسرش کشته شده‌اند.


فیشر در متنی که به همراه این تصاویر برای مخاطبانش ارسال کرده، با افتخار از کشتن Killing یک خانواده بابون نوشته و توضیح داده بود: روز اول، همسرم مایل بود شکار کردن من را ببیند تا حضور در آفریقا را حس کند. به همین دلیل یک خانواده بابون را کشتم و همسرم به سرعت حسی که می‌خواست را به دست آورد.


این تصاویر به همراه توضیحات بی رحمانه فیشر، واکنش‌های اعتراض‌آمیز بسیاری را به ویژه در میان مسئولان حیات وحش ایالت آیداهو به همراه داشت و سرانجام کار را به جایی رساند که بچ اوتر، فرماندار این ایالت از فیشر خواست استعفای خود را تقدیم کند.


فرماندار آیداهو با بیان اینکه روز دوشنبه، به دستور وی، فیشر، استعفای خود را تقدیم کرده می‌گوید: از تمام کاحیات مدرسهن دولتی ایالت آیداهو، انتظارات بالایی دارم و توقع دارم از استاندارد‌های مورد نظر برخوردار باشند، اما فیشر لایق خدمت در دولت ایالتی آیداهو نبود.


فرد تروی، که پیشتر سمت فیشر را بر عهده داشته هم در واکنش به تصاویر کشتار حیات وحش توسط فیشر ابراز تاسف کرده و نوشته: نمی‌توانم بپذیرم که موهبت خدمت به عنوان یک مقام عالی‌رتبه در سازمان حفاظت از حیات وحش آیداهو نصیب کسی شود و او بتواند به کشتار بی‌رحمانه گونه‌های جانوری از جمله یک خانواده بابون افتخار کند.


تصویر کشتار خانواده بابون که در آن، کوچکترین عضو این خانواده با لاشه‌ای خونین به لاشه دیگر اعضای خانواده تکیه داده شده، به همراه جملات مشمئزکننده فیشر، بیشترین واکنش‌های اعتراض‌آمیز را در میان عکس‌هایی که وی با افتخار منتشر کرده، به خود اختصاص داده است.


فیشر در واکنش به این اعتراضات می‌گوید: من و همسرم تمام جانوران را به صورت قانونی شکار کرده‌ایم؛ نه تخلفی مرتکب‌شده‌ایم و نه اقدامی منافی اخلاق.خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید


 


ادامه‌ی پست

ظرف ها را نشست او را کشتم / قتل عجیب در تهران

بیست و دوم دی سال‌۹۶، مأموران کلانتری‌۱۴۱ شهرک گلستان از قتل Murder پسر جوانی در یکی از برج‌های دوقلوی میدان المپیک باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به یکی از کارگران تأسیساتی ساختمان به نام محمد ۳۸‌ساله بود که در جریان درگیری دسته جمعی در اتاقک نگهبانی بر اثر اصابت چاقو کشته شده بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی پرونده با موضوع قتل عمد در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس Police آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. کارآگاهان با حضور در محل حادثه Incident از چهار کارگر ساختمانی که در نزاع حضور داشتند تحقیق کردند و آن‌ها در اظهاراتشان مصطفی ۲۶‌ساله را به عنوان عامل قتل معرفی کردند که متواری شده بود.


مصطفی تحت تعقیب قرار گرفت و در روند تحقیقات مشخص شد متهم با هویت جعلی به نام احمد به قصد ترک اعتیاد مصرف شیشه به یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد در شهر شیراز رفته است. بلافاصله طبق هماهنگی‌های لازم و اخذ نیابت قضایی وی در یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد شهر شیراز دستگیر شد و در همان تحقیقات اولیه به قتل اعتراف کرد.


با اقرار‌های متهم، وی روانه زندان Prison شد و پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات به شعبه ششم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.


صبح دیروز پرونده روی میز هیئت قضایی همان شعبه به ریاست قاضی Judge شقاقی قرار گرفت. بعد از اعلام رسمت جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد. سپس اولیای‌دم که پدر و مادر مقتول بودند درخواست قصاص کردند.


در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و با قبول اتهامش در شرح ماجرا گفت: «آن روز نوبت من بود که برای شب غذا درست کنم. به همین خاطر از دوستانم خواستم تا ظرف‌های شسته را بیاورند. کسی به حرفم اهمیت نداد و کمک نکرد. متوجه شدم ظرف‌ها نشسته است وقتی اعتراض کردم گفتند نوبت خودت بود که ظرف‌ها را بشوری. این شد که سراغ یکی از کارگر‌ها به نام عباس رفتم تا از او کمک بگیرم، اما او هم حاضر به شستن ظرف‌ها نشد و همین موضوع باعث درگیری شد. در آن درگیری بقیه کارگران از عباس طرفداری کردند و به من حمله کردند.»


متهم در خصوص قتل گفت: «برای دفاع از خودم دست به چاقو شدم. در آن درگیری مقتول با عباس نسبت فامیلی داشت به همین خاطر به هواداری او به طرفم حمله‌ور شد. درگیری بالا گرفته بود، اما با میانجیگری دوستان از هم جدا شدیم که مقتول بار دیگر با چوب حمله کرد و من هم عصبانی شدم و با چاقو چند ضربه زدم.»


متهم از فرارش به قضات دادگاه گفت: «بعد از قتل بلافاصله از تهران خارج شدم و به یکی از شهر‌های جنوب کشور رفتم و مدتی را به صورت کارتن‌خواب در اهواز سپری کردم. در آن شهر معتاد Addicted شدم و شیشه مصرف می‌کردم. بعد از مدتی تصمیم گرفتم به شیراز بروم. در آن شهر با سرقت Stealing از ساختمان‌های نیمه‌ساز، هزینه مصرف مواد را تأمین می‌کردم. این شرایط مرا خسته کرده بود به همین دلیل به کمپ رفتم تا اعتیادم را ترک کنم، اما از ترس پلیس با هویت جعلی بستری شدم. سرانجام شناسایی و دستگیر شدم.»خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید


 


ادامه‌ی پست

فرمانده داعشی زن متاهل را برای ۳ شب انتخاب کرد / او به حیوانات هم رحم نمی کرد !

به گزارش گروه حوادث Accidents حیات مدرسه، بنابر گفته تورن اسماعیل رئیس پلیس شهر درزاب جوزجان، این حادثه در روستای مغل درزاب اتفاق افتاد و دختری که مورد تجاوز Rape قرار گرفته است، نامزد داشته است.


به گفتۀ رئیس پلیس درزاب این نخستین بار نیست که گروه داعش ISIS چنین عملی را مرتکب می‌شود. او می‌گوید، مردم نیز از این اعمال اعضای داعش خشمگین و نگران اند.


گروه داعش شماری دیگر از زنان را نیز برای بردگی جنسی با خود برده‌اند. به گفتۀ او اعضای داعش حتی به حیوانات نیز تجاوز می‌کنند.


شماری از اهالی روستای درزاب شهر جوزجان، این رویداد را تایید کرده می‌گویند، این فرمانده داعش زید نام دارد و اهل فاریاب است.


به گفتۀ آن‌ها این دختر برای سه شب در اختیار این فرمانده داعش بوده است.خواندنی های حیات مدرسه را در اینستاگرام دنبال کنید.


 


ادامه‌ی پست