ماه رجب

تقویم شیعه – ماه رجب

اوّل رجب

1. زیارت امام حسین علیه السلام 2. ولادت امام باقر علیه السلام

دوّم رجب

1. ولادت امام علی النقی علیه السلام

سوّم رجب

1. شهادت امام هادی علیه السلام

دهم رجب

1. ولادت امام جواد علیه السلام 2. ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

دوازدهم رجب

1. مرگ معاویه 2. ورود امیرالمومنین علیه السلام به کوفه

سیزدهم رجب

1. ولادت امیرالمومنین حضرت علی صلوات الله وسلامه علیه

چهاردهم رجب

1. مرگ معتمد عباسی

پانزدهم رجب

1. زیارت امام حسین علیه السلام 2. وفات حضرت زینب سلام الله علیها 3. تغییر قبله 4.خروج از شعب ابی طالب علیه السلام 5. شهادت امام صادق علیه السلام

شانزدهم رجب

1. خروج فاطمه بنت اسد سلام الله علیها از کعبه

هفدهم رجب

1. مرگ ماُمون

هجدهم رجب

1. وفات ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله 2. شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها3. اول خلافت شوم یزید

بیست و دوّم رجب

1. فرار ابوبکر در جنگ خیبر

بیست و سوّم رجب

1. حمله به امام مجتبی علیه السلام در مدائن 2. مسموم شدن موسی بن جعفر علیه السلام 3. فرار عمر در جنگ خیبر

بیست و چهارم رجب

1. فتح خیبر به دست امیرالمومنین علیه السلام 2. بازگشت جعفر طیار از حبشه

بیست و پنجم رجب

1. شهادت موسی بن جعفر علیه السلام

بیست و ششم رجب

1. وفات حضرت ابوطالب علیه السلام

بیست و هفتم رجب

1. بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله

بیست و هشتم رجب

1. خروج امام حسین علیه السلام از مدینه به سوی مکه 2. اولین اقامه نماز در اسلام

آخر رجب

1. مرگ ابو حنیفه 2. مرگ شافعی

تتمۀ رجب

1. هجرت مسلمانان به حبشه 2. غزوه نخله 3. وفات نجاشی پادشاه حبشه

________________________________________________

روز اوّل ماه رجب:

1.زیارت امام حسین علیه السلام

در شب وروز اول این ماه زیارت مولانا الشهید ابی عبدالله الحسین علیه السلام مستحب است. 1ازحضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:”کسی که امام حسین علیه السلام را در روز اول رجب زیارت کند ،خداوند متعال گناهان او را می بخشد .”اگر برای کسی زیارت آن حضرت ممکن نباشد ، مشاهد مشرفه دیگر معصومین را زیارت کند و اگر این هم برایش ممکن نبود با سلام از راه دور به طرف آن قبور شریف اظهار ارادت نماید.2

2. ولادت امام باقر علیه السلام

حضرت امام محمد بن علی باقر العلوم علیه السلام در روز جمعه اول رجب سال 57 ه در مدینه متولد شدند .3ولادت آن حضرت روزهای سوم و ششم صفر وپنجم وبیست ودوم رجب هم ذکر شده است.

نام مبارک آن حضرت محمد، کنیه ایشان ابو جعفر و القاب آن حضرت باقر العلوم الشاکر الله ، هادی، امین و شبیه است، و لقب اخیر به خاطر شباهت آن حضرت به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است.4

پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام و مادر آ ن حضرت ام عبدالله فاطمه دختر امام مجتبی علیه السلام است .5امام باقر علیه السلام اولین علوی است که از پدر ومادر نسب شریفش به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امیر المؤمنین و حضرت زهرا علیهما السلام می رسد.

امام صادق علیه السلام درباره ام عبدالله می فرمایند:”از زنهای با ایمان وپرهیزکار و نیکو کار بود.”6در روایت دیگر امام صادق علیه السلام می فرمایند::”در میان فرزندان امام حسن علیه السلام مثل او نبود.”در عظمت و شرافت این بانو همین بس که با حضرت سید الساجدین علی بن الحسین و باقر العلوم علیهما السلام در وا قعه کربلا حضور داشت و همراه آن بزرگواران و زینب کبری ودیگر اهل بیت علیهم السلام به اسارت رفت و وقایع کوفه وشام را دید.

1. توضیح المقاصد:ص6. فیض العلام:ص 293.

2.مسار الشیعه:ص34.

3. مصباح کفعمی:ج2ص559.زادالمعاد:ص20 . مصباح المتهجد شیخ طوسی:ص737 . فیض العلام :ص294 . مناقب ابن شهر آشوب:ج4ص227.اعلام الوری:ج1 ص498. مسارالشیعه :ص33. قلائد النحور:ج رجب ،ص4. بحار الانوار:ج46ص212.

4.مناقب ابن شهرآشوب:ج4ص227.

5.مصباح کفعمی :ج2ص599.زاد المعاد:ص20. مصباح المتهجد شیخ طوسی :ص737.فیض العلام:ص294.مناقب ابن شهر آشوب :ج4ص 227.

6. تواریخ النبی و الآل علیهم السلام تستری :ص47.

روز دوّم ماه رجب:

1.ولادت امام علی النقی علیه السلام

در این روز بنا بر قولی ولادت امام هادی علیه السلام واقع شده است. 1اقوال دیگر در ولادت آن حضرت15 ذی الحجة،5 رجب ، 27 جمادی الاخر و 3رجب است؛که تفصیل آن در 15 ذی الحجة ذکر شده است.

1. قلائد النحور:ج رجب ،ص18.

روز سوّم ماه رجب:

1. شهادت امام هادی علیه السلام

شهادت امام علی النقی علیه السلام در سال 254ه بنابر مشهور در سن 41 سالگی بوده است.1مرحوم کلینی شهادت آن حضرت را در 26جمادی الاخر نقل فرموده است.2 مشهور این است که آن حضرت 6یا 8 سال و5 ماه داشت که پدر بزرگوار ایشان جواد الائمه علیه السلام به شهادت رسیدند، وآن حضرت به شهادت رسیدند،و آن حضرت به منصب کبرای امامت و خلافت عظمی رسیدند،و مدت امامت آن وجود شریف 33 سال بود.3

ایام حیات امام هادی علیه السلام مصادف بود با خلافت بناحق مأمون ، معتصم، واثق،متوکل ، منتصر، مستعین،معتز لعنتةالله علیهم؛ و آخر الامر معتز آن حضرت را با زهر شهید کرد.

مدت عمر مبارک آن حضرت 41 سال و چند ماه بود13.4سال در مدینه اقامت فرمودند وبقیه ایام امامت خویش را به اجبار متوکل در سامرا بودند. حاکم مدینه به متوکل نوشت که اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی است علی بن محمد علیه السلام را از این دیار بیرون ببر که همه را مطیع خود ساخته است . در مدینه اسباب اذیت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوکل زیاد کردند،تا زمانی که آن حضرت را به سامرا بردند جسارت ها کردند ، تا اینکه معتز آن حضرت را شهید کرد.

امام عسکری علیه السلام غسل و کفن و نماز آن حضرت را انجام دادند، وبعدا در ظاهر این امورات توسط دیگران انجام شد و ایشان را در منزل خود در مکان فعلی حرم مطهر دفن نمودند.

1. توضیح المقاصد:ص16.فیض العلام:ص297.مسار الشیعه:ص34. قلائد النحور: ج رجب،ص22.بحار الانوار:جلد50 ص117-192،ج99ص596.مصباح کفعمی:ج2ص5899ومصباح المنتهجد:ص741.

2.اصول کافی:ج2 ص551.کشف الغمة:ج2 ص357.

3.ارشاد:ج2 ص297.

4.ارشاد:ج2 ص 297.

روز دهم ماه رجب:

1. ولادت امام جواد علیه السلام

حضرت جواد الائمه علیه السلام بنابر مشهور در دهم ماه رجب سال 195ه به دنیا آمده اند.1اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است:17 ماه رمضان ،15 ماه رمضان 2،آخر ذی القعده .به قولی هم در 13 رجب ولادت آن حضرت واقع شده است.3

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا علیه السلام ، ومادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است که که حضرت رضا علیه السلام نام ایشان را “خیزران “نهادند.4

نام آن حضرت محمد، و کنیه ایشان ابوجعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است. حضرت رضا علیه السلام آن حضرت را با کنیه یاد می کردند، و می فرمودند:ابو جعفر به من نامه نوشته است “،و نامه هایی  که از آن حضرت می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود، و هنگامی که امام علیه السلام می خواستند نامه برای امام جواد علیه السلام بنوسیند آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند.5

یک روز در ایام کودکی حضرت جواد علیه السلام آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش امام رضا علیه السلام آوردند. آن حضرت فرمودند:”این مولودی است که برای شیعه مبارکتر از او به دنیا نیامده است.”6چرا که چهل سال وچند ماه از سن امام رضا علیه السلام گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند، بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند ، هنگامی که خداوند جواد الائمه علیه السلام را به مولایمان حضرت رضا علیه السلام داد، نگرانی وشک و تردید مردم برطرف شد.

آن حضرت شش فرزند داشت: ابوالحسن حضرت هادی علیه السلام ابوطالب جناب یزید ، ابو جعفر جناب موسی مبرقع ،حکیمه خاتون ، خدیجه خاتون،ام کلثوم.7

2.ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

ولادت با سعادت حضرت باب الحوائج علی اصغر علیه السلام در این روز واقع شده است. 8با در نظر گرفتن اینکه آن حضرت در شش ماهگی در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید، ولادت آن حضرت مطابق این روز می شود. بعضی هم ولادت حضرت را در روز 8یا 9 ثبت کرده اند.

نام شریف آن حضرت عبدالله مشهور به علی اصغر است. لقب شریفش باب الحوئج ،رضیع ، مذبوح من الاذن الی الاذن است. پدر بزرگوارش امام حسین علیه السلام ، ومادر والا مقامش حضرت رباب دختر امرء القیس کلبی است.

قاتل آن حضرت ، حرملة بن کاهل اسدی ملعون است که قلب امام حسین علیه السلام و اهل بیت و شیعیان،بلکه هر شنونده این مصیبت را سوزاند.

1. اعلام الوری :ج2 ص91. مناقب ابن  شهرآشوب :ج4 ص379.زاد المعاد:ص20.فیض العلام:ص229.مصباح کفعمی:ج2 ص559. مصباح المهتجد:ص741. بحار النوار :ج50 ص 7-14.

2.تقویم المحسنین:ص11.

3.زاد المعاد:ص21مصباح المهتجد:ص754.

4. اعلام الوری :ج2 ص91.بحار النوار :ج50 ص 7.

5..عیون اخبار الرضا علیه السلام:ج2ص240.

6. انوار البهیة:ص125. کافی :ج1ص321.ارشاد:ج2ص279.

7.تاریخ سامرائ :ج3ص302. 8. تقویم الائمه علیهم السلام:ص73-78.سحاب رحمت:ص535.

روز دوازدهم ماه رجب:

1. مرگ معاویه

در این روز در سال 60 ه معاویة بن ابی سفیان لعنة الله علیه در سن 78 سالگی در شام به درکات جهنم شتافت. روز شادی اهل ایمان و حزن و اندوه اهل کفر و طغیان است. و روزه این روز به جهت شکر الهی بر هلاکت معاویه مستحب است.1

نسب معاویه

کلبی نسابه و ابن روز بهان که از ثقات نزد علمای اهل سنت هستند، نقل کرده اند که معاویه فرزند چهار نفر بوده :عماره ،مسافر ، ابوسفیان ومردی  که اسم او را نمی برند. راغب اصفهانی در محاضرات و ابن ابی الحدید از ربیع الابرار زمخشری نقل می کنند که معاویه را به چهار کس نسبت می دادند: مسافر بن ابی عمرو ، عمارة بن ولید بن مغیرة،عباس و صباح که مغنی عمارة بن ولید بود . مادرمعاویه هند با صباح_ که جوان خوش رویی بود و کارگر ابوسفیان بود_الفتی تمام داشت! اما به ظاهر او را معاویة بن ابی سفیان بن حرب می گویند.2

باطنش کور تر از چشمش بود ونهایت عداوت ودشمنی با پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم را داشت. ابوسفیان مردی زشت وکوتاه قد بود ، ویک چشم او در طائف وچشم دیگرش در یرموک کور شده بود3.ابوسفیان در هر جنگ و فتنه ای که بر علیه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به وجود می آمد دخالت داشت ودر سال فتح مکه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگی کرد تا در سن 82 سالگی در سال 30 ه  به درک رفت.

مخفی نماند که حمامه یکی از جدات معاویه است که در بازار المجاز صاحب پرچم ومشهور بود! و از اینجا نسب ابوسفیان هم معلوم می شود. مادر معاویه هند است که ذوات الاعلام است و میل فروانی به غلامان سیاه داشت و از توضیح حال پدر معاویه وضع مادر او هند روشن می شود.4

محدث قمی رحمه الله می فرماید:پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم در فتح مکه  ریختن خون معاویه را مباح شمردند، به اصرار و شفاعت عباس پنج سال قبل از شهادت پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم اسلام آورد.5

حکومت معاویه درشام

یزید بن ابی سفیان از طرف ابوبکر با لشکر مسلمین به طرف شام رفت، معاویه هم همراه آنان بود یزید درشام مرد و ابابکر ولایت شامات را به معاویه واگذار کرد و به این حال بود تا زمان خلافت امیر المؤمنین علیه السلام که طغیان معاویه علیه آن حضرت شروع شد.پس اساس ظلم های معاویه راهم ابوبکر بنا نهاد.

معاویه در سال 45ه برای پسرش یزید بیعت گرفت.او اول کسی بود که دشنام بر امیر المؤمنین علیه السلام را ترویج کرد و در آخر نماز جمعه لعن وجسارت بر امیر المؤمنین علیه السلام می کرد. او دستور داد در تمام شهر ها این لعن انجام شود و تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه داشت تا اینکه او لعن بر آن حضرت را منع کرد.6

دشمنی معاویه با امیر المؤمنین علیه السلام

معاویه به صحابه و تابعین دستور داد تا حدیث در مذمت امیر المؤمنین علیه السلام جعل کنند،و عده زیادی از محبین و ارادتمندان آن حضرت را شهید کرد مانند جناب مالک اشتر نخعی که در قلزم مصر به سم شهید شد . 7امام مجتبی علیه السلام را به دست جعده عیال آن حضرت مسموما شهید کرد.

معاویه مردی خوش گذراان و پر خور بود،به حدی که از کثرت خوردن می گفت:”خسته شدم ولی سیر نشدم”،و این به خاطر نفرین حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم درباره او بود. او در نفاق و عوام فریبی تجربه به سزایی داشت. محدث قمی رحمة الله علیه نقل می کند که دویست خبر از طرق معتمده اهل سنت در مذمت معاویه نقل شده است.

خبر مرگ معاویه

آخر الامر معاویه در مسیر مکه به شام بیمار شد ، به حدی که می لرزید و دهان او بسته نمی شد، تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالک دوزخ داد و رهین اعمال خویش گردید. هنگام مرگ سن او را 75 یا 82 یا 92 سال نقل کرده اند.

جنایات او زیاده از آن است که در این مختصر بگنجد ولی در هنگام مرگ به یکی از خواص خود گفت:چند گناه بزرگ کرده ام:حق علی بن ابیطالب را غصب کردم ،حسن بن علی را با فریب دادن جعده به شهادت رساندم،و یزید را به جانشینی خود انتخاب کردم ،و حجر بن عدی و اصحاب او را به شهادت رساندم.8

در مرگ معاویه بعضی فقط ماه را ذکر کرده اند 9 و بعضی 4 رجب 10 و برخی 22 رجب را ذکر نموده اند.11 و 12رجب و 15 رجب هم نقل شده است که این 3 قول به یکدیگر نزدیک ترند.12

2.ورود امیر المؤمنین علیه السلام به کوفه

در این روزدر سال 36ه امیر المؤمنین علیه السلام بعد از واقعه جمل وارد کوفه شدند و آن شهر را به عنوان مقر حکومت انتخاب نمودند، و اولین خطبه شهر کوفه در این روز ایراد فرمودند.13

1.مسار الشیعه:ص34. فیض العلام:ص316.

2.تتمة المنتهی :ص52،50،48،47.منتخب التواریخ:ص448-449. وقایع الیام :جرجب ،ص174.

3. اسد الغابة: ج3ص13.

4. آخر روز ذی الحجه روز مرگ هند است که احوال او در آنجا ذکر شده است.

5. تتمة المنتهی :ص47. احقاق الحق:ص265. التعجب:ص106. نهج الحق و کشف الصدق:ص310.

6.بحار الانوار:ج33ص214.

7.مراقد المعارف:ج2ص322.

8.منتخب التواریخ:ص449. وقایع الایام:ج رجب،ص173.

9الدرجات الرفیعة:ص423. تاریخ الخلفاء:ص198.

10.تاریخ بغداد:ج1ص200.

11. زاد المعاد:ص35. تقویم المحسنین :ص18. فیض العلام:ص316.

12. زاد المعاد:ص35.مصباح کفعمی:ج2ص598. فیض العلام:ص316..تتمة المنتهی :ص52،51،50،48،47.منتخب التواریخ:ص-449-448. وقایع الایام:ج رجب،ص.174.

13.وقایع الایام:ج 1،ص.178-118.قلائد النحور:ج رجب،ص104. بحار النوار:ج32ص352.

روز سیزدهم ماه رجب:

1. ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

اولین امام مؤمنین و خلیفة الله بلا فصل بعد از رسول الله خاتم النبین صلی الله علیه وآله وسلم ،برادر،پسر عمو،وزیر و داماد او سید الوصین امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام ،داخل کعبه معظمه به دنیا آمد ،که قبل از او و بعد از او مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد.2

اسم شریفش علی علیه السلام است. صاحب کتاب الانوار می گوید:علی بن ابی طالب علیه السلام در کتاب خدا 300 اسم دارد .3مشهورترین القاب آن حضرت امیر المؤمنین است و ابن شهر آشوب بیش از 850 لقب برای آن حضرت ذکر نموده است.4

القاب امیر المؤمنین علیه السلام

مشهورترین کنیه های آن حضرت ابو الحسن علیه السلام است . اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتاب های مختلف آسمانی به زبان های مختلف دارند …چه اینکه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطیل است.در زمین جمحائیل ،در لوح قنسوم،در قلم منصوم،در عرش معین ،نزد رضوان امین است،نزد حور العین اصب است،در صحف ابراهیمعلیه السلام حزبیل است،در عبرانیه بلقیاطیس،در سریانیه شروحیل ،در تورات ایلیا،در زبور اریا،در انجیل بریا،در صحف حجر عین،در قرآن علی است.5

والدین امیر المؤمنین علیه السلام

پدر والامقام آن حضرت ،سید بطحاء حضرت ابو طالب علیه السلام 6 ،و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ،بانوی حرم حضرت ابوطالب علیه السلام است که انوار امامت و ولایت اولا از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین علیه السلام بود بلکه بعد از وفات عبد المطلب علیه السلام _که شش سال یا هشت سال از سن مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گذشته بود و آنه حضرت به ابوطالب سپرده شده بود_فاطمه بنت اسد سلام الله علیها در حق پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم مادری می کرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامت نبوت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن حضرت را مادرخطاب می کرد.7

همچنین بعد از رحلت حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ،پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فاطمه زهرا سلام الله علیها  را به فاطمه بنت اسدسلام الله علیها سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود آن مستوره دو جهان را با جان ودل سرپرستی می کرد تا زمانی که از دنیا رفت.8

آن حضرت در سال چهارم هجری در مدینه طیبه از دنیا رفت،و در بقیع مدفون شد.هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلامخبر فوت والده اش را به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم دادند آن حضرت فرمودند”او مادر من بود”. بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه سلام الله علیها را به آنها کفن کنند و خود حضرت بر جنازه آن حضرت نماز خواندند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود:”چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم”.بعد در قبر خوابیدند وهنگام دفن او را تلقین فرمودند و درباره او دعا کردند.9

نور امیر المؤمنین علیه السلام در اصلاب پدران

حدیث ولادت امیر المؤمنین علیه السلام هم دلالتی برصلابت ایمان فاطمه بنت اسد سلام الله علیها مادر آن حضرت دارد.10نوری که از عرش پروردگارآمده بود ،در انبیاء واوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل شده تا به عبد المطلب علیه السلام رسید و بعد آن نور دو قسم شد. نوری در پیشانی مبارک عبدالله علیه السلام پدر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که آن نور بعدا به پیشانی آمنه سلام الله علیها و سپس در صورت مبارک خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم منتقل شد. نصف دیگر نور در پیشانی ابو طالب علیه السلام قرار گرفت.

خداوند به ابوطالب چند فرزند عطا فرمود:عقیل،طالب ،جعفر، فاخته یا ام هانی ،جمانه و علی امیر المؤمنین علیه السلام.هنگامی که خداوند علی علیه السلام رابه ابو طالب و فاطمه بنت اسد سلام الله علیهما داد،آن نور در صورت فاطمه بنت اسدسلام الله علیهادرخشندگی می کرد.

محل ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

مکان ولادت امیر المؤمنین علیه السلام اشرف بقاع یعنی حرم است. اشرف اماکن حرم مسجد است ، و اشرف بقاع مسجد کعبه است. مولودی جز آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است ، آن هم در سید روز جمعه، در ماه حرام و بیت الحرام!! 11

امیر المؤمنین علیه السلام سه روز چشم مبارک را باز نکرد،تا او را خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم آوردند.آنجا بود که چشم باز کرد. آن حضرت فرمود :”او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خویش قرار دادم.”12سپس آن حضرت را در آغوش کشید و به منزل ابو طالب علیه السلام آورد.13

پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین علیه السلام 14

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: راهبی بود به نام “مثرم بن رعیب” که 190سال عبادت کرده بود، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود. روزی از خداوند خواست یکی از اولیائش را به او بنمایاند.خداوند متعال جناب ابوطالب علیه السلام را نزد او فرستاد وبعد از آن که راهب دانست این آقا چه کسی است،به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب ،خداوند به تو پسری عنایت می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است. هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو که مثرم راهب ،اقرار میکند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیرالمؤمنین علیه السلام ، شهادت می دهد.

هنگام رفتن جناب ابوطالب علیه السلام خرما انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند. فاطمه بنت اسد سلام الله علیها بانوی حرم جناب ابوطالب علیه السلام هم خرمایی که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به آن حضرت داده بودند میل فرمود،و به ابوطالب علیه السلام هم دادند و آن حضرت هم میل فرمود پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرموده بودند:این خرما را کسی می خورد که مقر به توحید و نبوت من باشد.

بعد از آنکه پدر و مادر آن حضرت ، میوه های بهشتی را میل فرمودند وجود حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب علیه السلام به وجود آمد .هنگامی که فاطمه بنت اسد سلام الله علیها حامل آن وجود شریف شد ،به زیبایی و نورانیتش افزوده شد.

انعقاد نطفه امیر المؤمنین علیه السلام15

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد سلام الله علیها قرار گرفت در مکه زلزله شد ،و قریش بتها را به کوه ابو قیس آوردند،ولی زلزله بیشتر شد و بتها به رو افتادند.آنها به ابوطالب علیه السلام پناه بردند،و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود :”مردم در این شب اتفاق مهمی افتاده است . خداوند خلقی را آفریده که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود . پس به اطاعت ولایت و امامت اقرار کنید”.سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود:”پروردگار من و آقای من ،تو را می خوانم به محمدیت پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانی که بر سرزمین تهانه به رحمت و مهربانی خویش لطف به فرمایی”.دیگران آمین گفتند دعا که تمام شد زلزله پایان یافت.عربها در زمان جاهلیت تا گرفتار می شدند این دعا را می خواندند و گرفتاری بر طرف می شد.

جعفر بن ابی طالب علیه السلام صدای آن حضرت را از شکم مادر شنید و بیهوش شد.همچنین فاطمه بنت اسد سلام الله علیها به قصد طواف گرد خانه خدا می رفت ،ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بتها نصب شده بودن نزدیک شود،و حال آنکه مادرش برای عبادت خانه خدا را طواف میکرد.زمانی دیگر ، بتها در مقابل آن فرزند به دنیا نیامده به صورت به زمین می افتادند.شیردرنده طائف در برابر ابوطالب علیه السلام تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت:شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلمخدا و مربی شیر خدا هستی.

مادر امیر المؤمنین علیه السلام در کعبه

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابوطالب علیه السلام احساس درد کرد،ولی با قرائت نامی مخصوص احساس آرامش پیدا کرد.هنگامی که جناب ابوطالب علیه السلام خواست زنانی را برای کمک فاطمه بنت اسد سلام الله علیها بیاورد ، از گوشه خانه ندایی رسید : “ای ابوطالب صبر کن چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند.”

صبح هنگام فاطمه بنت اسدسلام الله علیها ندایی شنید :”ای فاطمه به خانه ما بیا”.ابوطالبعلیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمآن حضرت را به مسجد الحرام آوردند.عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند ، دیدند که فاطمه سلام الله علیها وارد مسجد الحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به سوی آسمان نمود و چنین فرمود:”پروردگارا،من به تو و به پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو آمده اند ایمان دارم. من کلام جدم ابراهیم خلیل علیه السلام را تصدیق می کنم و او بوده که این خانه را بنا کرده است.تو را قسم میدهم واز تو می خواهم به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست،که این ولادت را بر من آسان فرمایی”.16

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد سلام الله علیها داخل شد. هرچه کردند قفل در را باز کنند ممکن نشد ، دانستند که حکمت خداوند در کار است.17

فاطمه بنت اسد سلام الله علیها می فرماید :هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حوا ،‌ساره، آسیه ، مادر موسی بن عمران و مریم مادر عیسی آمدند.آنان به من سلام کردند:”السلام علیک یا ولیة الله” و در مقابلم نشستند.

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء صلی الله علیه واآله وسلم انجام دادند در ولادت علی بن ابیطالب علیه السلام نیز انجام دادند ،چه اینکه فاطمه بنت اسد سلام الله علیها در هنگام ولادت پیامبرصلی الله علیه واآله وسلمحضور داشت و به ابوطالب علیه السلام ماجرا را خبر داد.حضرت ابوطالب علیه السلام قبلا به او فرمود ه بود :”30 سال صبر کن تا خدا مولودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء مگر در نبوت که وصی و وزیر او خواهد شد.”18

روز ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

روز جمعه علی بن ابی طالب علیه السلام مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه راست کعبه طلوع فرمود.همین که قدم بر زمین کعبه نهاد ،به سجده افتاد و دستها را سوی آسمان بلند نمود و فرمود :”اشهد ان لااله الا الله ،اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولیُ محمد رسول الله ،بمحمد یختم الله النبوة و بی یختم الوصیةو انا امیر المؤمنین “:”شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست و محمد صلی الله علیه و آله وسلم پیامبر خداوند است و علی وصی محمد صلی الله علیه و آله وسلم است.به محمد نبوت ختم می شود و به من وصایت کامل  و تمام می شود و منم امیر المؤمنین “19سپس فرمود:”جاء الق و زهق الباطل “:”حق آمد و باطل رفت”.

در این هنگام که وجود سراپا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود، بتهایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمان نورانی شد.شیطان فریاد بر آورد:”وای بر بتها و بت پرستان از این فرزند”!

سخنان امیر المؤمنین علیه السلام پس از ولادت

آنگاه سلام بر زنان بهشتی نمود و حال آنان را پرسید. بانوان بهشتی او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تکلم فرمودند.هنگامی که حضرت حوا علیها السلام او را در آغوش گرفت،آن حضرت فرمود:”سلام بر تو ای مادر،حوا”!حوا علیها السلام پاسخ داد:سلام بر تو پسرم! علی بن ابی طالب علیه السلام .از حال حضرت آدم علیه السلام پرسید حوا علیها السلام  پاسخ داد:غرق در نعمت های خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است. در این هنگام که آن حضرت داخل کعبه بود ابوطالب علیه السلام در کوچه و بازار صدا می زد:بشارت باد شما را که ولی خدا ظاهر شده است، همان کسی که وصایت به او تمام وکامل می شود.20

بعد از رفتن زنان بهشتی، پیامبران الهی حضرت آدم،حضرت نوح،حضرت ابراهیم ،حضرت موسی، حضرت عیسی علیهم السلام آمدند.امیر المؤمنین علیه السلام با دیدن آنان حرکتی نمود و تبسم فرمود و آن بزرگواران بر حضرتش سلام کردند:”سلام بر تو ای ولی خدا و خلیفه پیامبرخدا”.

حضرت در جواب فرمود:”علیکم السلام و رحمة الله وبرکاته “.و جداگانه بر هریک سلام نمودند.آن بزرگواران یکی بعد از دیگری او را در آغوش گرفتند و بوسیدند و زبان به مدح او گشودند و رفتند .سپس ملائکه آمدند و او را به آسمانها بردند، و باز آوردند و بردند و هر بار کلماتی مخصوص در فضائل و مناقب حضرت می فرمودند.21

فاطمه بنت اسد سلام الله علیها می فرماید :بار دوم در حالی آن حضرت را آوردند که او را در حریر سفید بهشتی پیچیده بودند و به من گفتند:”او را از چشم بینندگان حفظ کن که ولی رب العالمین است.بدان که وارد بهشت نمی شود مگر کسی که ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق کند.خوشا به حال آنکه تابع اوست و وای بر کسی که از او رویگردان شود. مثل او چون کشتی نوح است .هر که به آن پیوست نجات می یابد و هر که از آن باز ماند غرق می شود وسقوط می کند.”سپس در گوش او مطلبی گفتند که من نفهمیدم. بعد او را بوسیدند و برخاستند و بیرون رفتند و من ندانستم از کجا خارج شدند.22

سه روز د رکعبه

فاطمه بنت اسدسلام الله علیها بعد از سه روز که مهمان الهی بود فرزند مبارک ومحترم خود را در آغوش گرفته آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد:”ای فاطمه ، نام این مولود را علی بگذار ، چرا که من خدای علی اعلی هستم.من نام او را از نام خود گرفته ام ، و او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام ،و او را بر غوامض علم خود آگاهی داده ام. او در خانه من به دنیا آمده است. او اول کسی است که برفراز خانه من اذان می گوید ، وبتها را می شکند ، و آنها را از بالای کعبه به صورت می اندازد. خوشا به حال کسی که او را دوست می دارد و از او اطاعت می کند و او را یاری می نماید.وای بر کسی که بغض او را دارد و از او سرپیچی می کند و او را خوار می نماید و حق او را انکار می نماید.” 23

در این سه روز در هر محفلی سخن از ولادت این مولود مبارک واستثنائی بود ، به خصوص باز نشدن قفل در کعبه ، شکافته شدن دیوار کعبه در روز و دیدن آن توسط کفار ، این مطلب را به صورت یک مسأله عمومی در آورده بود.

طلوع نور علی علیه السلام در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته ، ناگهان دیوار کعبه از مکان قبلی شکاف بر داشت به حدی که فاطمه بنت اسد علیها السلام با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند.مردم همه نگاه می کردند و قبل از سؤال کسی ، فاطمه بنت اسد علیها السلام از بعضی وقایع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهای بهشتی و اینکه نام این حضرت به ندای آسمانی علی علیه السلام است.

ابوطالب علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پیش آمدند و فاطمه بنت اسد با مولود پیش آمد.حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام فرمودند:”السلام علیک یا ابه و رحمة الله وبرکاته”. ابوطالب علیه السلام فرمود:”و علیک السلام یا بنی و رحمة الله و برکاته”و آنحضرت را در آغوش گرفت.24چشمان مبارک به صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم باز کرد وتبسم فرمود و خود را حرکتی داد و فرمود:”السلام علیک و رحمة الله وبرکاته،مرا در آغوش بگیر”.

پیامبر  صلی الله علیه وآله وسلم پاسخ سلامش را داد و آن حضرت را در آغوش گرفت ،و بوسید و دست در دست او گذاشت. آنگاه امیر المؤمنین علیه السلام دست راست بر گوش نهاد و اذان و اقامه فرمود و به یگانگی خداوند عزوجل و نبوت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم شهادت داد.25سپس از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم برای قرائت کتب آسمانی اجازه خواست. بعد از آنکه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اجازه فرمود ، سینه را صاف کرد و آنچه در صحف حضرت آدم و نوح وابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام بود قرائت فرمود. سپس شروع به قرائت قرآن نمود که هنوز نازل نشده بود.آن حضرت سوره مبارکه مؤمنون را آغاز کرد:”قد افلح المؤمنون…..”سپس در حالی که آن حضرت در آغوش رسول اللهصلی الله علیه وآله وسلم بود به خانه ابوطالب علیه السلام بازگشتند.26

فاطمه بنت اسد علیها السلام می فرماید: هنگامی که از کعبه خارج شدم و فرزند را نزد پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم گذاشتم،آن حضرت با زبان مبارک دهان علی علیه السلام  را باز کردند و او را با آب دهان مبارک تحنیک کردند و اذان در گوش راست و چپ آن حضرت گفت و فرمودند:”این مولودی است که بر فطرت به دنیا آمده است.”27

در روز سوم ولادت حضرت یا روز سوم خروج از کعبه و در بعضی از اقوال دهم ذی الحجه ، حضرت ابوطالب علیه السلام ولیمه مفصلی داد و فرمود:”بیا یید برای ولیمه علی بن ابی طالب و قبلا هفت بار کعبه را طواف کنید و بعد بر فرزندم علی علیه السلام سلام کنید”.28

کودکی حضرت علی علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم

امیر المؤمنین علیه السلامدرباره دوران کودکی خود و همراه بودن با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چنین می فرمایند:به هنگام کودکی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مرا به دامان می گرفت ، و به سینه می چسباند .غذا را می جوید و به دهانم می گذارد. از بوی خوش خویش به مشام جانم می بویانید.او در گفتارم دروغ و در کردارم اشتباه ونادانی نیافت . خداوند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را از هنگام شیرخوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد ، تا شبانه روز او را در راه بزرگواری ها و نیکی های جهان رهنمون باشد.من نیز از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پیروی می کردم،چنانچه کودک شیر خواری از مادر فرمان می برد و از کردارهای او پیروی می کند.هر سال به کوه حرا می رفت، و در این هنگام هیچ کس جز من او را نمی دید.29

1.ارشاد مفید :ج1ص5.اعلام الوری :ج1ص306.تهذیب شیخ طوسی :ج6ص19.مصباح کفعمی :ج2ص599.بحار الانوار:ج97ص383.مستدرک حاکم :ج3ص180.مناقب خوارزمی:ص12-13..اسد الغابة:ج5ص517.مصباح المتهجد:ص741-754.کشف الغمة:ج1ص59.مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص353.زاد المعاد:ص21.

2.حاکم در مستدرک می گوید:اخبار متواتر است در ایکه فاطمه بنت اسد سلام الله علیها حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام را در داخل کعبه به دنیا آورده است:ج3ص483.

احمد بن عبد الرحیم دهلوی مشهور به شاه ولی الله (پدر عبد العزیز دهلوی که کتاب التحفة الاثنی عشریة را نوشته است)در گتاب “ازالة الخفاء”می گوید:

اخبار متواتر در اینکه فاطمه بنت اسد سلام الله علیها امیر المؤمنین علیه السلام را در داخل کعبه در روز جمعه 13رجب 30 سال بعد از عام الفیل به دنیا آورده است، وکسی قبل  از آن حضرت و بعد از آن حضرت در  آن مکان به دنیا نیامده است.الغدیر :ج6ص22.زاد المعاد:ص21.

کلمات بزرگان شیعه در این باب زیاد تر از آن است که در این مختصر ذکر شود.به جلد 6 الغدیر تحت عنوان “ولادة امیر المؤمنین علیه السلام فی الکعبهة”مراجعه شود.

مدارکی از کتب اهل خلاف که دلالت دارد ولادت امیر المؤمنین علیه السلام در داخل کعبه بوده است:کتاب الحسین علیه السلام :ج1ص16.مروج الذهب:ج2ص2.تذکره خواص الامة:ص7.الفصول المهمة:ص14.السیرة النبویة :ج1ص150.مطالب السؤل:ص11.محاضرة الأوائل:ص120.نزهة المجالس:ج2ص204.نور الابصار:ص76.کفایة الطالب:ص.37.

3. مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص319.

4. مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص321.

5. مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص319

6.مختصری از احوال حضرت ابوطالب علیه السلام در 26 رجب ذکر می شود.

7.منتخب التواریخ :ص113.

8.تلخیص از ریاحین الشریعه:ج3ص3،4،5،6.

9. منتخب التواریخ :ص113 .اعلام الوری:ج1ص306.

10. ریاحین الشریعه:ج3ص 6-7.

11.مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص200.

12. مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص204-205.

13.کشف الغمة:ج1ص59.

14.مناقب:ج2ص192-193،197.روضة الواعظین:ج1ص78.

15.. مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص196-.197روضة الواعظین:ج1ص78. بحار الانوار:ج35ص11.

16.مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص198_199. امالی شیخ طوسی:ص706.بحار الانوار:ج35ص8-36. آفتاب کعبه:ص45.

17..اعلام الوری:ج1ص306.ارشاد:ج1ص5.

18.بحار الانوار:ج35ص6.روضة الواعظین:ج1ص81.

19.مناقب:ج2ص198.

20.روضة الواعظین:ج1ص81.مناقب:ج2ص198.بحار الانوار:ج35ص13.

21.علی علیه السلام ولید الکعبه:ص32.

22.علی علیه السلام ولید الکعبه:ص32.

23.بحار الانوار:ج35ص9-37.

24.مناقب:ج2ص198.

25.بحار الانوار:ج35ص22.مناقب:ج2ص.198.

26.بحار الانوار:ج35ص18.مناقب:ج2ص.172کشف الغمةج 1ص59.

27.مناقب ج 2ص199.

28.مناقب ج 2ص199.

29.قسمت های آخر خطبه 234.نهج البلاغه فیض الاسلام:ص802.

روز چهاردهم ماه رجب:

1.مرگ معتمد عباسی

در این روز در سال 279ه المعتمد علی الله احمد بن متوکل ملقب به معتمد به جهنم واصل شد. علت مرگ او این بود که در کنار نهری در حال عیش و نوش بود و در اثر نوشیدن زیاد شراب یا زهری که توسط پسر برادرش در شراب او ریخته بودند، شکمش ترکید.1به قول دیگر او در18 رجب به درک واصل شد.2

معتمد در 23 سال خلافتش لذت و ملاهی را اختیار کرده بود و امورات مملکت به دست برادرش احمد موفق بود. بعد از او پسرش احمد معتضد کارهای پدر را از انجام میداد تا عمویش معتمد را از سر راه برداشت و خود به خلافت رسید.

از کبائر جرائم اعمال معتمد،مسموم کردن آقا و مولایمان حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است. صدوق رحمةالله می فرماید :معتمد چندین بار امام عسکری علیه السلام  را حبس کرد.

1.قلائد النحور:ج رجب،ص142.

2. تتمة المنتهی:ص360.

روز پانزدهم ماه رجب:

1.زیارت امام حسین علیه السلام

در شب 15رجب و روز آن زیارت امام حسین علیه السلام 1و همچنین زیارت مشاهد مشرفه معصومین علیهم السلام2 مستحب است.

2.وفات حضرت زینب سلام الله علیها

وفات مظلومانه و غریبانه ام المصائب حضرت فاطمه صغری عقیله بنی هاشم زینب کبری سلام الله علیها در شب یکشنبه 15رجب سال 62ه به وقوع پیوسته است.3

در مدت یک سال بعد از واقعه کربلا ، زندگانی آن حضرت همراه با اشک و آه و خاطرات اسارت و کربلا سپری گشت.در عظمت آن مخدره بس که به فرموده صدوق رحمه الله، از جانب امام حسین علیه السلام نیابت خاصه داشته است، و تا هنگامی که بیماری امام زین العابدین علیه السلام تمام نشده بود، این نیابت ادامه داشت.4

نام گذاری حضرت

هنگام ولادت جبرئیل از جانب خداوند متعال بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد و عرض کرد:”یا رسول الله ،اسم این دختر را زینب بگذار “.آنگاه جبرئیل گریست. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم پرسید:سبب این گریه چیست؟عرض کرد :همانا این دختر از آغاز زندگانی تا پایان روزگار در این سرای ناپایدار با رنج وبلا خواهد زیست.گاهی به درد شما یا رسول الله مبتلا می شود ، و گاهی در ماتم مادرش و گاهی در مصیبت پدر و گاهی به درد فراق برادرش حسن مجتبی علیه السلام دچار خواهد شد.از همه بالاتر به مصائب کربلا ونوائب دشت نینوا گرفتار می شود چنانکه مویش سفید و قامتش خمیده خواهد گردید.

این خبر را اهل بیت علیهم السلام شنیدند و اندوهناک وگریان شدند.پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم صورت بر صورت حضرت زینب سلام الله علیها نهادند و گریستند. حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها فرمود : یا ابتا ، این گریه برای چیست؟ خداوند دیده های تو را نگریاند.فرمود :”ای فاطمه، بعد از من و تو این دختر دچار بلاها و مصائبی می شود. حضرت صدیقه سلام الله علیها فرمود:چه ثواب دارد آن کسی که بر دخترم زینب سلام الله علیها گریه کند؟آن حضرت فرمود:”ای پاره تنم و ای نور چشمم،ثواب کسی که بر او گریه کند مانند ثواب کسی است که بر برادرش حسین علیه السلام گریه کند”.سپس نام آن حضرت را زینب نهاد.5

آن حضرت یک سال و چند ماه بعد از واقعه کربلا با قلبی پر از اندوه از مصائب کربلا در خانه خود رحلت فرمودند و در همان خانه دفن شدند.در وفات آن مخدره مظلومه روزهای 14 رجب و دهم رمضان را هم گفته اند.6

3.تغییر قبله

در روز 15رجب سال 2ه قبله از بیت المقدس به سوی کعبه تغیر پیدا کرد . این برنامه در نماز ظهر در مسجد بنی سالم مدینه اتفاق افتاد و این مسجد بعداز آن به مسجد ذی القبلتین نامیده شد.7

4. خروج از شعب ابی طالب علیه السلام

در این روز حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وآله وسلم از شعب ابی طالب علیه السلامخارج شدند.8

5.شهادت امام صادق علیه السلام

شهادت امام صادق علیه السلام به روایتی در سال 148ه در چنین روزی بوده است.9

1.فیض العلام :ص307-308.مصباح المتهجد:ص741.قلائد النحور:ج رجب،ص145. مصباح کفعمی:ج2ص599.

2.مسار الشیعه:ص35.

3.زینب کبری سلام الله علیها(نقدی):ص114.معالی السبطین:ج2ص225.4.

4.شجره طوبی:ج2ص392.

5.ریاحین الشریعة:ج3ص38-39.

6.الوقایع الحوادث:ج1ص113.

7.مسار الشیعه:ص35.وقایع الایام:ج1ص155.فیض العلام ص308..مصباح المتهجد:ص742.قلائد النحور:ج رجب،ص151. مصباح کفعمی:ج2ص598.بحار الانوار:ج98ص345.

8. فیض العلام ص308.مصباح المتهجد:ص741.قلائد النحور:ج رجب،ص145. مصباح کفعمی:ج2ص599.بحار الانوارج97ص598.

9.اعلام الوری:ج1ص514.روضة الواعظین :ج1ص212.

روز شانزدهم ماه رجب:

1. خروج فاطمه بنت اسد سلام الله علیها از کعبه

در ابتدای این روز حضرت فاطمه بنت اسدسلام الله علیها با فرزندش امیر المؤمنین  علیه السلام از کعبه خارج شد.1

1.بحار الانوار:ج35ص8.

روز هفدهم ماه رجب:

1.مرگ مأمون

روز پنج شنبه 17 رجب1 سال 218ه 1یا به قولی 8رجب 2یا 9رجب 3 یا 18 رجب 4 مأمون لعنت الله علیه در سن 48 سالگی به اجدادش پیوست. مدت خلافت او 21سال بود.5

1.تتمةالمنتهی:ص297.مستدرک سفینة البحار:ج5ص224.

2.وقایع الایام:ج1ص104.مستدرک سفینة البحار: ج4ص78،ج5ص224.

3.توضیح المقاصد:ص17.

4. تاریخ الخلفاء:ص313.

5.تتمةالمنتهی:ص297..فیض العلام:ص312.قلائد النحور:ج رجب،ص69.نفائح العلام:ص409.مروج الذهب مسعودی:ج3ص456.

روز هجدهم ماه رجب:

1.وفات ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله و علیه وآله وسلم

در سال 10 ه ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله و علیه وآله وسلماز دنیا رفت.1مادر این بزرگوار ماریه قبطیه بود.2سن ابراهیم هنگام وفات به قولی 18 ماه و چند روز،و به قولی یک سال و ده ماه و هشت روز بود.3

2.شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به نقل از ابن عیاش در این روز است.4

3.اول خلافت شوم یزید

در این روز یزید ملعون خلافت غصب شده را در دست گرفت .سه روز بعد از مرگ معاویه و دفن او در 15 رجب ، یزید به دمشق آمد و کنار قبر او رفت وگریست.بعد از آن به کاخ رفت و تا سه روز بیرون نیامد.سپس در روز 21 رجب به مسجد آمد و به منبر رفت و خطبه خواند.5

1.منتخب التواریخ:ص76. فیض العلام:313. مصباح المتهجد:748. زاد المعاد:34.

2.قلائد النحور:ج رجب ،ص185-186.شرح حال این بزرگوار در تتمه محرم به تفضیل بیان شده است.

3.بحار الانوار:ج22ص152.

4. مصباح المتهجد:748. زاد المعاد:35.

5.وقایع الایام:ج1ص208.

روز بیست و دوّم ماه رجب:

1.فرار ابوبکر در جنگ خیبر

در این روز در ایام جنگ خیبر علم به ابوبکر داده شد و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را به فرار تشویق کرد.1

1.وقایع الایام:ج1 ص211.

روز بیست و سوّم ماه رجب:

1.حمله به امام مجتبی علیه السلام در مدائن

در این روز حراج بن سنان اسدی ملعون در ساباط مدائن با استفاده از تاریکی شب خنجر یا تیغی مسموم را به ران مبارک امام حسن مجتبی علیه السلام زد که تا استخوان شکافت. آن حضرت از شدت درد دست در گردن او افکند و هر دو به زمین افتادند. دوستان حضرت آن ملعون را کشتند و امام علیه السلام را به خانه والی مدائن ، سعدبن مسعود(عموی مختار) بردند. سعد جراحی آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود.1

در این روز زیارت آن حضرت و لعن بر ظالمان و قاتلان آن حضرت مناسب است.2

2.مسموم شدن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام

در این روز در سال 183ه آقا و مولایمان حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام  را به دستور هارون ملعون در زندان بغداد زهر داده و ومسموم کردند.3

3.فرار عمر در جنگ خیبر

در این روز در جنگ خیبر پرچم را به دست عمر دادند و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را نیز به فرار تشویق کرد.4

1.مصباح المتهجد:ص749. فیض العلام:ص317. زاد المعاد:ص35.

2.فیض العلام:ص317. زاد المعاد:ص35.

3.بحار الانوار:ج48ص1،ج97ص202. وقایع الایام:ج رجب ص225.قلائد النحور:ج رجب،ص210.

4. وقایع الایام:ج1 ص211. مصباح المتهجد:ص749.

روز بیست و چهارم ماه رجب:

1.فتح خیبر به دست امیر المؤمنین علیه السلام

در  این روز در سال 7ه در جنگ خیبر مرحب به دست امیر المؤمنین علیه السلام کشته شد و قلعه خیبر به دست آن حضرت فتح گردید.1و در بحار الانوار 27 رجب روز فتح خیبر ذکر شده است. 2

چون پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به جنگ خیبریان رفت و قلعه قموص را محاصره کرد، ابتدا پرچم را برای مبارزه با آنان به دست ابوبکر داد.ابوبکر با لشکری رفت، ولی چون نظر به پهلوانان آنان نمود فرار کرد و لشکریان هم در پی او بازگشتند.روز بعد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرچم را به عمر داد و او هم از ترس کشته شدن به میدان جنگ نرسیده بازگشت.

انتخاب علی علیه السلام برای فتح خیبر

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:”فردا پرچم را به مردی می دهم که حمله هایش را تکرار کند، نه اینکه فرار کند.کسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست  دارند، وخداوند خیبر را به دست او فتح می کند”.همه اصحاب آرزو کردند که این مقام ومنزلت به آنان واگذار شود.

فردای آن روز،پیامبر صلی الله و علیه و سلم فرمود:”علی بن ابی طالب علیه السلام کجاست؟ گفتند:چشم دردی دارد که حرکت برای آن حضرت مشکل است. خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:او را حاضر کنید.سلمة ابن اکوع رفت و آن حضرت را آورد.پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم سر آن حضرت را در بر گرفت و از آب دهان مبارک به چشمان نورانی حضرت خاتم الاوصیاء علی مرتضی  علیه السلام مالید و فرمود:”بارلها، زحمت گرما وسرما را از او بردار”.پس از آن روز بر امیر المؤمنین  علیه السلامدرد چشم عارض نشد و از گرما وسرما آزرده نگشت.

پیامبر زره خود را بر او پوشانید و ذوالفقار را بر کمر او بست و پرچم به آن حضرت سپرد و سوار بر مرکبش نموده فرمود:”جبرئیل از سمت راست، میکائیل از سمت چپ، عزرائیل از پیش رو و اسرافیل از پشت سر ، و نصرت خدا بالای سر، و دعای من از پشت سر توست”.فرمود :یا علی، مسلمانی را بر ایشان عرضه کن.

میدان جنگ خیبر

آن حضرت رفت، و پس از موعظه و نصیحت عده ای برای جنگ با او  آمدند.آنان دو نفر از مسلمانان را شهید کردند. امیر المؤمنین علیه السلام بر آنها تاخته و آنها را کشتند. آنگاه برادر مرحب با عده ای آمدند.حضرت آنها را هم به درک فرستاد.

مرحب که شجاع بود به خونخواهی آمد.امیر المؤمنین علیه السلام چنان با ذوالفقار بر سرش فرود آورد که شمشیر از حلقش گذشت و او را دونیم ساخت و به خاک انداخت.صدای تکبیر مسلمانان بلند شد.عده ای از یهود به دفاع آمدند و با مسلمانان به جنگ پرداختند.امیر المؤمنین  علیه السلام به مبارزه ادامه داد تا عده ای کشته شدند و عده ای به قلعه گریختند.

آن حضرت با دست قدرتمند حیدری در قلعه را کند و برای مسلمانان معبر قرار داد تا از خندق عبور کنند.حضرت چندین بار مسلمانان را از روی خندق به وسیله آن در عبور داد ،با اینکه از سه روز قبل ،آن حضرت گرسنه بود.3

2. بازگشت جعفر طیار از حبشه

آمدن جناب جعفربن ابی طالب علیه السلام برادر امیر المؤمنین علیه السلام از حبشه در روز فتح خیبر اتفاق افتاده است.4

1.زاد المعاد:ص35.فیض العلام:ص317.

2.بحار الانوار:ج97ص168-384.

3.المستدرک علی الصحیحین:ج3ص37.مجمع الزوائد ومنبع الفوائد:ج9ص124.کنز العمال:ج5ص283.فیض العلام:ص317-321.

4.منتخب التواریخ:صص56.وقایع الایام:ج رجب،ص255.

روز بیست و پنجم ماه رجب:

1. شهادت موسی بن جعفر علیه السلام

در این روز در سال 183هـ بنا بر مشهور امام موسی بن جعفر علیه السلام ، در حبس سندی بن شاهک به شهادت رسیدند . (1) به روایت مرحوم کلینی روز شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ششم رجب است.(2) هارون ملعون به ظاهر برای زیارت و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و فرستادن آن حضرت از مدینه به بغداد به مسجد النبی صلی الله علیه وآله و سلم آمد.(3)

خلفای ظالم در دوران امامت حضرت

آن حضرت 20 سال داشتند که امامت به ایشان منتقل شد و مدت 35 سال امامت فرمودند. در این مدت بعد از شهادت امام صادق علیه السلام مقداری همزمان با ابوجعفر منصور بودند که او متعرض آن حضرت نشد.

بعد از منصور قریب به ده سال ایام خلافت مهدی بود . او حضرت را به عراق طلبیدو حبس کرد. شبی امیرالمؤمنین علیه السلام را در خواب دید که به او فرمود:«فَهَل عَسَیتُم إن تَوَلّیتُم أن تُفسِدوا فِی الأرضِ وَ تَقطَعوا أرحامَکُم»(4) وقتی بیدار شد مراد حضرت را دانست و موسی بن جعفر علیه السلام را از زندان آزاد کرد.

پس از مهدی ، پسرش هادی خواست آن حضرت را محبوس کند ولی اجل او را مهلت نداد، چه اینکه کمتر از یکسال بیشتر خلافت نکرد. خلافت به هارون که رسید امام علیه السلام را از زندانی به زندان دیگر فرستاد، تا در سال چهاردهم خلافتش آن حضرت را در سن 55 سالگی به زهر جفا شهید کرد.(5)

غسل و تدفین حضرت

پس از شهادت بدن شریف حضرت را طبق دستور هارون با جامه های کهنه ، جهت اهانت به آن بزرگوار ، روی نردبانی گذاردند و چهار حمال بر دوش گرفتند ، و کسی جلوی جنازه صدا میزد:«این امام رافضیان است».

امام رضا علیه السلام قبلاً متوجه غسل و کفن و نماز آن حضرت شده بودند. سپس شیعیان آمدند و گل آوردند و احترام کردند و در محل فعلی حرم مطهر ، بدن آن حضرت را دفن کردند.(6)

تعداد فرزندان آن حضرت 37 نفرند(7) و مدت امامت آن حضرت 35 سال ، و عمر شریف امام علیه السلام هنگام شهادت 55 سال بود.(8) شهادت آن حضرت در 5 یا 6 رجب نیز ذکر شده است.(9)

1.اعلام الوری: ج2 ص6. بحارالانوار: ج48 ص 206. مسمارالشیعه: ص36 . مصباح المجتهد: ص749. زادالمعاد: ص35 .فیض العلام: ص322. مصباح کفعمی: ج2 ص598.

2. کافی: ج2 ص507.

3. کافی: ج2 ص507. بحارالانوار : ج48 ص206.

4. سورۀ محمّد صلی الله علیه وآله و سلم : آیۀ 22.

5. قلائد النحور:ج رجب، ص 33-34.

6. وقایع الایام: ج رجب، ص279 ، از جنات الخلود.

7. ارشاد : ج2 ص244.

8. اعلام الوری: ج2 ص6 ،ارشاد : ج2 ص215

9. مناقب ابن شهرآشوب:ج4 ص349، کافی: ج2 ص507،  ارشاد : ج2 ص215.

روز بیست و ششم ماه رجب:

وفات حضرت ابوطالب علیه السلام

سید بطحاء حضرت ابوطالب علیه السلام سه سال قبل از هجرت و در سال 10 بعثت از دنیا رفت(1). بنابر نقلی سن آن حضرت به هنگام رحلت 81 سال بوده است .2اقوال دیگر در رحلت حضرت ابوطالب علیه السلام عبارت است از:27 جمادی الاولی ، 26و29 رجب ،7و18 رمضان، 15 و17 شوال ،اول و دهم ذی القعده،اول ذی الحجة.3

نسب حضرت ابوطالب علیه السلام

نام مبارک آن حضرت عمران است ، وپدرشان جناب عبد المطلب ، و مادرشان فاطمه بنت عمرو بن عائذ است.ابوطالب علیه السلام با عبدالله پدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و زبیر بن عبدالمطلب برادر ابوینی بودند،یعنی از طرف پدر و مادر یکی بودند و سایر اولاد جناب عبد المطلب با این سه بزرگوار فقط از پدر یکی بودند.

ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام

مجلسی رحمه الله می فرماید: امامیه اتفاق دارند بر اسلام وایمان جناب ابوطالب علیه السلام به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و اینکه هیچ گاه عبادت بتی نکرده است.بلکه ابوطالب علیه السلام یکی از اوصیاء حضرت ابراهیم علیه السلام است و امر اسلام وایمان او در شیعه مشهور است و علمای شیعه کتاب ها در ایمان آن بزرگوار تألیف کرده اند.

صدوق رحمه الله می فرماید: در حدیث آمده که جناب عبد المطلب علیه السلام حجت الهی و جناب ابوطالب علیه السلام وصی ایشان بوده است. طبق روایت ودایع انبیاء عصای حضرت موسی علیه السلام  و انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام و…. توسط عبدالمطلب  علیه السلام به ابو طالب علیه السلام سپرده شد که ایشان آنها را به خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم سپردند.

ابن اثیر جزری شافعی می گوید : اهل بیت علیهم السلام بر ایمان ابو طالب علیه السلام اجماع دارند و اجماع اهل بیت علیهم السلام حجت است.4

کتب زیادی در ایمان حضرت ابو طالب علیه السلام تألیف شده که اولین آنها در سال 630ه نوشته شده است . از آن زمان تا کنون کتبی به زبان های مختلف در ایمان ، عظمت و بزرگی آن حضرت نوشته تألیف و چاپ شده است که بر اهل تحقیق پوشیده نیست.5حضرت رضا علیه السلام می فرمایند:”کسی که معتقد باشد ابوطالبعلیه السلام با حالت کفر از دنیا رفته ، کافر است”.اشعار حضرت ابو طالب علیه السلام در حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشعار منسوب به امیر المؤمنین علیه السلام هنگام رحلت ابو طالبعلیه السلام و کلمات آن بزرگوار به قریش در مسجد الحرام هنگام قصد سوءقریش به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و کلمات آن حضرت هنگام رحلت ،کلمات آن حضرت در طلب باران همه دلالت دارد بر اینکه دارای ایمانی منحصر به فرد بوده است که در روایات تشبیه به ایمان اصحاب کهف شده است. بعضی از ابیات امیر المؤمنین علیه السلام در مرثیه آن بزرگوار نیز دلالت بر افضلیت آن بزرگوار بر حمزه دارد.

اصبغ بن نباته می گوید: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:”به خدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد المناف عبادت بت نکرده اند”.گفتند:پس چه را عبادت می کردند؟ فرمودند: به سوی کعبه نماز می خواندند و بر دین ابراهیم و به آن متمسک بودند.

ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری می گوید : اگر ابوطالب و پسرش نبودند ، از دین اثری نبود که اینچنین استوار شود. ابوطالب در مکه از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حمایت کرد و پسرش در مدینه بی دریغ از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حمایت و دفاع می نمود.6

پیامبر در وفات ابو طالب علیه السلام

هنگامی که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام خبر وفات ابوطالب علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داد،آن حضرت به شدت ملول و محزون شدند و فرمودند:”یا علی برو و او را غسل و حنوط و کفن کن و چون بر روی سریر نهادی به من خبر بده “. هنگامی که آن حضرت دستورات پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم را انجام داد و پدر بزرگوار را بر روی سریر گذاشت،پیامبر صلی الله علیه و آله وسلمخودشان تشریف آوردند و چون نظر مبارکشان بر نعش عموی بزرگوارشان افتاد ،رقت و حزن به آن حضرت دست داد و فرمودند:”ای عمو صله رحم کردی و جزای خیر دیدی .ای عمو ، در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت وحمایت نمودی”.

بعد به مردم رو کردند و فرمودند:” سوگند به خدا که اذن شفاعت می دهم در روز قیامت به عمویم که جن و انس از آن شفاعت تعجب کنند”.با رحلت ابوطالب علیه السلام جبرئیل نازل شده به پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم عرض کرد :”یاور تو از دنیا رفت،هجرت کن”.7

امیر المؤمنین علیه السلام در زمان حیات خود نائب می گرفت که برای عبدالله وآمنه و ابوطالب علیهم السلام حج انجام دهند، و هنگام شهادت به اولاد خود وصیت فرمودندکه نایب برای حج از طرف آن بزرگواران بگیرند.8

1.منتخب التواریخ:ص43..بحار الانوار:ج19ص24.فیض العلام:ص326..قلائد النحور:ج رجب ص284.مصباح المتهجد:749.

2.منتخب التواریخ:ص80..وقایع الایام:ج1ص303از بحار الانوار.

3.نفائح العلام:ص158.اسد الغابة:ج1ص19.قلائد النحور:ج رجب ،ص284.منتخب التواریخ:ص43.احقاق الحق:ج29ص614.

4.منتخب التواریخ:ص113-114.وقایع الایام:ج1ص286-306.شرح ابی الحدید: ج14ص 66-85.

5.قلائد النحور:ج رجب ص284،289،314،317،318،،322.منتخب التواریخ:113-114.وقایع الایام:ج1ص301.

6.شرح ابی الحدید :ج14ص85.در وقایع الایام ج1ص289 می گوید:به گفته سیوطی احادیثی که جسارت به آن بزرگوار کرده اند،از موضوعات زمان معاویه وغیرآن است ،برای شادی شجره ملعونه بنی امیه ،و منجمله از راویان آن مغیرة بن شعبةاست که در عداوت و دشمنی با بنی هاشم شهره آفاق است.

7.بحار الانوار:ج19ص69.

8.وقایع الایام:ج1ص303

روز بیست و هفتم ماه رجب:

1.بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم

مبعث مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر در این روز بوده است.1

این روز یکی از اعیاد بزرگ است ، و روزی است که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل علیه السلام بر پیامبر ی آن حضرت نازل شد .2غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 رمضان و یا در 12 ربیع الاول می دانند.

در این روز صلوات بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیر المؤمنین علیه السلام وارد شده است.3

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء علیهم السلام می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز بسیاری بت می پرستیدند:بت سنگی،فلزی ،چوبی، و گاهی از جنس خرما . دختران را زنده به گور  می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ وخونریزی بودند. دنیا غرق در گمراهی و ضلالت بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود، وجبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی را با آداب و مراسمی مخصوص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

طبق بعضی روایات4 هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ایشان را فراگرفته بود، هیچ کس را یارای آن نبود که به حضرتش نظر کند.از هر درخت و گیاه و سنگ که می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند:”السلام علیک یا نبی الله،السلام علیک یا رسول الله”.

هنگامی که آن حضرت داخل خانه حضرت خدیجه سلام الله علیها شدند، از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور شد.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:ای محمد، این چه نور ی است که از شما مشاهده می کنم ؟آن حضرت فرمودند :این نور پیامبری است. سپس خطاب به حضرت خدیجه سلام الله علیها فرمودند :بگو:”لااله الا الله “.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:سالهاست من پیامبری شما را می دانم. سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شهادت داد.

در این هنگام آن حضرت فرمودند:”ا ی خدیجه احساس سرما می کنم .جامه ای بر من بپوشان”.حضرت جامه بر خود کشید و خوابید. از جانب حقتعالی ندا رسید:”یا ایها المُدثّر ، قُم فَأنذر و رَبَک فَکبِّر…“5 :”ای جامه به خود پیچیده ،برخیز وبترسان مردم را از عذاب پروردگار خود ، و تکبیر بگوی و پروردگارت را به بزرگی یاد کن”.آن حضرت برخاست و انگشت مبارک در گوش خود گذاشت و فرمود:”الله اکبر،الله اکبر “پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.6

پیامبر صلی الله علیه آله وسلم سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت می فرمود،و پس از سه سال جبرئیل آمد و عرض کرد:”خداوندمتعال امر فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی”.سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.7

1.اعلام الوری :ج 1ص46.مصباح المتهجد:ص750.مسار الشیعة :ص37.تهذیب:ج6ص2.العدد القویه:ص337.زاد المعاد:ص36.فیض العلام :ص328.

2.زاد المعاد:ص36.

3.زاد المعاد:ص40.

4.منتهی الآمال:ج1ص47.

5.سوره مدثر:آیه 1.

6.منتهی الآمال:ج1ص47.

7.بحار النوار:ج19ص174-186.

روز بیست و هشتم ماه رجب:

1. خروج امام حسین علیه السلام ازمدینه به سوی مکه

در این روزدر سال 60ه امام حسین علیه السلام از مدینه منوره متوجه مکه شدند.1 بنابر قولی شب 29 رجب آن حضرت از مدینه خارج شدند.2در این سفر همراه ایشان عقیله بنی هاشم زینب کبری ، برادرشان حضرت ابوالفضل العباس ، ام کلثوم ، علی اکبر و دیگر اهل بیت علیهم السلام بودند.خواهران حضرت سیدالشهداء علیه السلام با عقیله بنی هاشم و ام کلثوم علیهما السلام13 نفر بودند.

بانوان دیگر از منسوبین حضرت ، علیا مخدره ام کلثوم صغری دختر زینب کبری سلام الله علیهما که با شوهرش به کربلا آمد و دیگری خواهر امیر المؤمنین علیه السلام جمانه دختر ابوطالب علیه السلام .همچنین 9کنیز با حضرت از مدینه خارج شدند و 10 نفر غلام با حضرت بودند.چند نفر از همسران امام مجتبی علیه السلام و 16 نفر از اولاد دختر و پسر امام مجتبیعلیه السلام و خانواده مسلم بن عقیل علیه السلام ودیگر اصحاب و بستگان حضرت نیز همراه بودند.

لوازم وسوارهایی که همراه داشتند عبارت بود از250 اسب ،250 ناقه.از این تعداد ناقه،70ناقه برای حمل خیمه ها ، 40 ناقه برای حمل دیگ و ظروف و ادوات ارزاق، 30 ناقه برای مشک های آب ،12 ناقه برای جامه ها و دراهم و دنانیز، 50 ناقه برای حمل هودج و تعبیه شده برای حمل مخدرات و علویات و اطفال و ذراری و خدمتگزاران و کنیزان ، وبقیه شتران برای حمل وسایل مختلف که مورد لزوم بود.3

2.اولین اقامه نماز در اسلام

دراین روز اولین کسی که بعد از بعثت با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نماز خواند،امیر المؤمنین علیه السلام بود.روز دوشنبه 27 رجب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مبعوث شدند و در 28 رجب حضرت امیر المؤمنین علیه السلام با آن حضرت اقامه نماز فرمودند.4

1. ارشاد :ج2ص34.اعلام الوری :ج1ص435.بحار الانوار:ج44ص329.

2.فیض العلام:ص 329.

3.از کتاب مدینه تا مدینه :ص77 تا 90.برای اطلاع بیشتر به کتاب های “بیت الاحزان “عبد الخالق بن عبد الرحیم یزدی ،قمقام زخار،معالی السبطین ابو مخنف،ریاض القدس،بحار الانوار، تاریخ اعثم کوفی مراجعه شود.

4.وقایع الایام”ج رجب ص247.منتخب التواریخ :ص42.همچنین اقتباس از بحار الانوار، مناقب ابن شهر آشوب.

روز آخر ماه رجب:

1. مرگ ابو حنیفه

در این روز1 در سال 150ه2 نعمان بن ثابت مشهور به ابو حنیفه رئیس حنفی ها در بغداد مرد و در همان شهر دفن شد.

2. مرگ شافعی

در روز جمعه آخر ماه رجب سال 204ه محمد بن ادریس شافعی در مصر مرد.3 او مدت چهار سال در شکم مادر بود و روز وفات ابوحنیفه به دنیا آمد.جای تعجب است که پدر شافعی چهار سال قبل از ولادت او مرده بود و او در ولادت به احترام به حیات ابو حنیفه تأخیر کرد.4

1.وقایع الشهور:ص132.

2.تتمة المنتهی :ص286.مراقد المعارف:ج1ص95-96.

3.روضات الجنات:ج7ص259.تتمة المنتهی :ص258.

4.روضات الجنات:ج7ص258..تتمة المنتهی :ص286

تتمۀ ماه رجب:

1. هجرت مسلمانان به حبشه

در این ماه بعد از بعثت به امر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مسلمانان به سرپرستی جعفر بن ابیطالب علیه السلام به حبشه هجرت نمودند.1

2.غزوه نخله

در این ماه در سال دوم غزوه نخله به وقوع پیوست.2

3. وفات نجاشی پادشاه حبشه

در این ماه در سال 9ه نجاشی پادشاه حبشه رحلت نمود.3در آن روز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:”امروز مردی صالح از جهان رحلت نمود. برخیزید تا بر او نماز گزاریم”.در این هنگام جنازه نجاشی بر پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم ظاهر شد و آن حضرت با اصحاب بر او نماز گزاردند.4

1.بحارالانوار: ج18 ص412-422

2.بحارالانوار: ج19 ص175-189

3.بحارالانوار: ج21 ص369

4.منتهی الآمال: ج1 ص93.

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب تصادفی